معدن‌نامه گزارش می‌دهد:

صنعت فولاد ایران در حالی به تولد 50 سالگی خود نزدیک می شود که برخی از طرح های توسعه ای تعریف شده به لحاظ جانمایی دارای توجیه اقتصادی نیستند و بیم آن می رود که این طرح ها در آینده پس از چند سال فعالیت به دلیل نبود مشتری با تعطیلی زودرس مواجه شوند.
چند سناریو برای خروج فولاد از رکود

چندی پیش وزیر صنعت، معدن و تجارت در اظهاراتی عنوان کرده بود که بهتر است تا سیاستگذاران ساخت و ساز در کشور، صنعت ساختمان را به سمتی هدایت کنند که سازندگان به جای استفاده از سازه های فولادی رو به ترویج استفاده از سازه های بتنی آورند تا بدین طریق هم مصرف میلگرد بالا رود و هم اینکه صنعت سیمان از رکود بیرون بیاید. این اظهارات در حالی عنوان شد که دو صنعت بزرگ سیمان و فولاد وارد رکود شده اند و واحدهای تولیدی با ظرفیت پایین خود به تولید انواع مصالح ساختمانی مشغول هستند. بنابراین چنین اظهاراتی نه باعث رخت بر بستن رکود از بازار سیمان کشور خواهد شد نه اینکه تاثیری در بازار آهن خواهد گذاشت. رکود صنایع فولاد و سیمان در کشور سه دلیل اصلی دارد. نخست آنکه پروژه های عمرانی کشور به دلیل کمبود منابع مالی دولت، به حالت نیمه تعطیل درآمده و طرح های بزرگی همچون سد سازی، کانال کشی رودخانه، راه آهن و ساخت نیروگاه ها با مشکل مواجه شده است. از این رو مصرف فولاد و سیمان کشور رو به افول گذاشته و بخش عظیمی از این دو کالا که در پروژه های بزرگ مصرف می شد، کاربرد خود را از دست داده است. دومین دلیل آن است، ساخت و سازهای مسکونی در کشور کاهش یافته و فولاد و سیمان به عنوان دو ماده اصلی مورد استفاده در آنبا کاهش شدید مصرف مواجه شده است. بنابراین درهای بازار داخلی به روی این دو کالا بسته شده و با توجه به کمبود منابع دولت از یک سو و کاهش درآمدهای مردم از سوی دیگر رکودی فراگیر در عرصه ساخت و سازهای عمومی و خصوصیِ کلان، متوسط و کوچک به وجود آمده است. در این میان طبیعتا تولیدکنندگان داخلی باید به فکر بازارهای صادراتی باشند  و محصولات خود را در این بازارها به فروش برسانند اما با توجه به ناآرامی ها منطقه و وقوع جنگ با داعش، نوعی بی ثباتی در خارج از مرزهای کشور به وجود آمده تا صادرات کالاهای فولادی و سیمانی با مشکل مواجه شود. پیش از این ناآرامی ها دو بازار عراق و افغانستان مقصد مهمی برای صادرات انواع فولاد و سیمان کشور به شمار می رفتند طوری که برخی کارخانه های با هدف صادرات به این دو کشور ساخته شد که با توجه به وقوع جنگ در منطقه این دو بازار تقریبا از دست رفته اند و سبب شده اند تا دو صنعت فولاد و سیمان کشور با کمترین ظرفیت خود مشغول به کار شوند.

صنعت فولاد در چنین شرایطی، قصد دارد که طرح های توسعه ای را در مناطق گوناگون کشور اجرایی کرده و به بهره‌برداری برساند. در حالی که آینده مطمئنی برای ادامه حیات این واحدها حتی در دوره رونق مواد صنایع معدنی وجود ندارد.

فولادسازان کشور سال ها به تولید کالایی مشغول بوده اند که از انرژی ارزان بهره برده و سایه سیاستگذاری های دولتی بالای سر آن بوده است. از این رو بیشتر سرمایه گذاری ها به سمتی رفته تا انواع فولادهای ساختمانی به تولید برسد و تولیدکنندگان ما از تولید فولادهای صنعتی و خاص که در صنایع مهم دنیا کاربرد داشته و بازار بزرگی را دارند، غافل شوند. کارخانه های فولاد کشور با بکارگیری برخی تکنولوژی های قدیمی ساده ترین نوع فولاد که شامل تیرآهن، میلگرد، ورق، نبشی و . . . است را به تولید رسانده و از تولید فولادهای پرمصرفی چون ریل غافل بوده‌اند. مشاور اقتصادی رئیس جمهور نیز چندی پیش در تحلیلی یادآور شده بود که سرمایه گذاری در صنایع فولاد ساختمانی تقریبا اشباع شده و سرمایه گذاری‌های جدید بهتر است تا در فولادهای صنعتی که از تکنولوژی بالاتر بهره می برند، صورت گیرد.

فولادسازان شبه دولتی کشور در حال حاضر برای اینکه خط تولیدشان فعال باشد و انبارهایشان از انواع کالاها خالی شود مجبور شده اند تا در بازارهای صادراتی به عرضه محصولات خود پایین تر از قیمتی که در بازارهای داخلی عرضه می کنند، بپردازند. این موضوع باعث اعتراض برخی از مصرف کنندگان داخلی قرار گرفته و آنها عنوان کرده اند نباید فولادسازان بزرگ شبه دولتی به بهانه ایجاد اشتغال برای کارمندان وابسته به دولت و ترس از بیکار شدن آنان به تولید ادامه داده و محصولات خود را با ضرر و زیان در بازارهای خارجی به فروش برساند. از نظر آنها بهتر است تا در شرایط رکود این فولادسازان هم به مانند فولادسازان بخش خصوصی به کاهش تولید و حتی تعدیل نیرو روی آورده و تا زمان به وجود آمدن رونق دوباره تولید را کاهش دهند و به اندازه تقاضای موجود در داخل و خارج محصولات خود را عرضه کنند. آنان معتقدند که ساختار فولاد کشور دولتی بوده و در چنین ساختاری تولید فولاد با کمترین بهره‌وری و کارایی همراه است به طوری که محصول تولید شده هم از نظر قیمتی و هم به لحاظ میزان مصرف انرژی فاقد توجیه اقتصادی است.

منتقدان رویه موجود در صنعت فولاد کشور معتقدند که بهتر است تا سیاستگذاری ها به سمتی حرکت کند که فولادسازان کشور محصولاتی رقابتی را به تولید برسانند و از رانت انرژی ارزان بی بهره شوند. در این صورت هم به مانند یک بنگاه خصوصی قادرند تا عوامل تولید را به گونه ای کنار هم قرار دهند که محصول تولید شده علاوه بر دارا بودن کیفیت بالا، دارای قیمت مناسب برای عرضه در بازارهای داخلی و خارجی باشد.

صنعت فولاد ایران در حالی به تولد 50 سالگی خود نزدیک می شود که برخی از طرح های توسعه ای تعریف شده به لحاظ جانمایی دارای توجیه اقتصادی نیستند و بیم آن می رود که این طرح ها در آینده پس از چند سال فعالیت به دلیل نبود مشتری با تعطیلی زودرس مواجه شوند.

در این میان طرح جامع فولاد نیز که برنامه تولید فولاد تا 50 میلیون تن را تدوین کرده انتقادهای زیادی را در بر داشته است چرا که آنان معتقدند این طرح بدون در نظر گرفتن واقعیت های اقتصادی کشور و نیاز ایران و بازارهای صادراتی به فولاد تهیه و تدوین شده است.

حال در این شرایط پرسشی که مطرح می شود این است که سیاستگذاران صنعت فولاد کشور با توجه به دورنمای این صنعت آیا قادرند تحولاتی در فولادسای کشور به وجود آورده و حیات اقتصادی کارخانه‌های فولاد را تضمین کنند؟



مطالب مرتبط



نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0